حقوق| مدرسه وکالت و تجارت |School of Law & Business
نفت , اقتصاد , تجارت بین الملل , شرکت های تجاری , بازرگانی بین المللی , مشاوره بازرگانی,مطالعات تخصصی حقوق تجارت,مقالات  
ترجمه متون انگلیسی

 ترجمه متون حقوقی انگلیسی

لوگوی ما

 مدرسه وکالت و تجارت

لطفا کد لوگوی وب را در وب خود قرار دهید. با تشکر
معرفی کتاب

کتاب مسئولیت مدنی شرکت های نفتی دولتی

کتاب اصول فقه مهارتی

کتاب جامع راهنمای اصول فقه

قانون


مقدمه:

حق بر دو قسم است: حق مالی و حق غیر مالی

حف مالی با حق غیر مالی سه تفاوت دارد:

1- حق مالی قابل تقویم به پول است ولی حق غیر مالی قابل تقویم به پول نیست.

2- حق مالی اصولا قابل نقل و انتقال است ولی حق غیر مالی به هیچ وجه قابل انتقال نیست.

3- حق مالی قابل اسقاط است ولی حق غیر مالی قابل اسقاط نیست...

حق مالی: مثل حق مالکیت حق غیر مالی مثل: حق زوجیت

حق مالی

حق مالی بر دو قسم است: حق عینی و حق دینی

حق عینی: عبارت است از حق شخصی بر روی مال مانند حق مالکیت مانند مالکیت ماشین

حق دینی: عبارت است از حق بر روی یک شخص دیگر و غیر مستقیم روی مال یعنی از طریق یک شخص به طلب می رسد. مانند طلب

حق عینی دو قسم است:

حق عینی اصلی: عبارتست از حق عینی مستقل و غیر وابسته به حق دیگر

حق عینی تبعی: که عبارتست از حق عینی وابسته به یک حق دینی یعنی اول باید حق دینی وجود داشته باشد بعدا حق عینی تبعی بوجود بیاید. مانند عقد رهن

حق عینی در قانون 6 مصداق دارد:

1- حق مالکیت: حق مالکیت گاه بر روی عین است و گاه بر روی منفعت ( بند 1 ماده 29 ق.م)

2-حق انتفاع: حق انتفاع حقی است که به موجب آن شخصی می تواند از منافع مالی که متعلق به غیر است و یا مالک خاص ندارد استفاده کند. ماده 40 ق.م

تفاوت حق انتفاع و مالکیت منافع: در حق انتفاع منافع مال, متعلق به صاحب حق(منتفع) نیست ولی در مالکیت منافع, ذرات منفعت در ملکیت مالک منافع ایجاد میشود نه در ملکیت مالک عین. مثال: مستجری باغی را اجاره می کند. مالک میوه ها مستاجر است. مدت اجاره تمام میشودو یک سری میوه در باغ باقی می ماند. مستاجر میتواند میوه هایی که در این یک سال بوده بردارد حتی اگر مهلت یک سال تمام شود.

مثال: مالک باغ حق انتفاع به مدت یک سال را به شخصی داده است. مالک میوه ها مالک باغ است. منتفع می تواند در این یکسال از میوه های باغ استفاده کند ولی بعد از یک سال نمی تواند چرا که مالک منفعت نیست.

3- حق ارتفاق: حق ارتفاق نوع خاصی از حق انتفاع است که دارای دو ویژگی عمده می باشد:

الف: موضوع حق ارتفاق همواره یک مال غیر منقول است

ب: در حق ارتفاق دو مال غیر منقول وجود دارد که مالک یکی برای کمال انتفاع از مال خود بر روی مال دیگری حق پیدا می کند.

4- حق تحجیر: حق تحجیر حقی است که شخص بر روی زمین موات دارد و به موجب آن نسبت به احیای آن زمین بر سایر افراد حق تقدم پیدا می کند. تحجیر: شروع در احیا

5- حق شفعه: هر گاه دو نفر در یک مال غیر منقول قابل تقسیمی شریک باشند و یکی از دو تمام یا قسمتی از سهم خود را به شخص ثالثی بفروشد شریک دیگر بر روی ملک خریدار(شخص ثالث) حقی پیدا می کند که به موجب آن می تواند با تادیه ثمن به خریدار, ملک او را تنها به اراده ی خود تملیک کند. ماده 8080ق.م

6- حق عینی تبعی(حق وثیقه) هر گاه طلبکار بر روی مال بدهکار حقی پیدا کند که به موجب آن بتواند استیفای طلب خود از آن مال به هنگام امتناع بدهکار از ادای دین بنماید اصطلاحا با این حق, حق عینی تبعی می گویند. این حق یا در نتیجه عقد رهن بوجود می آید. ماده 1771 ق.م یا در نتیجه تصمیم مقامات قضایی یا به حکم قانون مانند حق زوجه بر عین بنا و در خت به هنگام فوت زوج مواد 946 تا 948 ق. م

ماده948- هرگاه ورثه از ادا قیمت امتناع کنند زن می تواند حق خود را از عین اموال استیفا کند.

نمونه سوال مربوط به مقدمه مباحث

1- تفاوت حق عینی با حق دینی:

1) حق عینی دارای دو عنصر است ولی حق دینی سه عنصر

2) موضوع حق عینی شی خارجی است ولی موضوع حق دینی شی کلی یا ناظر به انجام یا عدم انجام کاری

3) حق عینی قابل استناد در مقابل همه است در صورتی که حق دینی در مقابل مدیون قابل استناد است

4) هر سه مورد

پاسخ گزینه 4

حق مالی داخل در دارایی است و یا حق عینی است یا حق دینی. حق عینی حقی است که شخص بر روی شی خارجی پیدا می کند ولی حق دینی رابطه میان اشخاص است که به موجب ان یکی از ایشان می تواند فعل یا ترک فعلی را از دیگری بخواهد . حق عینی مطلق است و در برابر همه قابل استناد و متضمن حق تعقیب و تقدم می باشد. ولی حق دینی نسبی است و تنها در برابر بدهکار قابل استناد. حق عینی یا اصلی است یا تبعی. اسباب ایجاد حق عینی محدود است و شش مصداق دارد حق مالکیت. حق انتفاع حق ارتفاق , حق تحجیر حق شفعه, حق عینی تبعی ولی اسباب پیداش حق دینی بی شمار و نامحدود است چون مربوط به روابط اشخاص است و طبق ماده 10 ق.م افراد می توانند هر حق دینی که بخواهند میان خود ایجاد کنند.

 

خلاصه اموال و مالکیت:

تقسیم بندی اموال

نخست: مال منقول و غیر منقول

مال غیر منقول 4 قسم است

1- غیر منقول ذاتی: عبارتست از زمین و معادن صدر ماده 13 ق.م

2- غیر منقول به واسطه عمل انسان: که عبارتست از بنا و درخت و آنچه ملصق به بنا و زمین است به نحوی که بدون خرابی قابل جدا شدن نباشد. مواد 13 تا 16 ق.م

3- غیر منقول حکمی: عبارت است از کلیه اموال منقولی که در کشاورزی به کار میرود و متعلق به مالک زمین است. قانونگذار این اموال را تنها از جهت صلاحیت محاکم و توقیف اموال در حکم غیر منقول قرار داده است. ماده 17 ق.م

4- غیر منقول تبعی یا حقوق و دعاوی غیر منقول: هر حق عینی که موضوع آن مال غیر منقول باشد. غیر منقول تبعی نام دارد.

نمونه سوال مربوط به مبحث اموال غیر منقول:

1- یک ساختمان چگونه مالی است؟

1)در حکم غیر منقول

2) غیر منقول بر اثر عمل انسان

3) غیر منقول تبعی

4) غیر منقول ذاتی

پاسخ گزینه 2

از آنجایی که ساختمان و هر آنچه که ملصق به آن است در اثر عمل انسان است و استقرار ذاتی ندارد با توجه به ماده 12 ق. م غیر منقول به واسطعه عمل انسان است

ایراد گزینه 1- آنست که تنها آلات و ادوات کشاورزی با توجه به ماده 17 ق.م از جهت صلاحیت و محاکم و توقیف اموال در حکم غیر منقول می باشند. ایراد گزینه3 آن است که تنها حقوق و دعاوی طبق ماده 18 ق. م غیر منقول تبعی هستند. ایراد گزینه 4 آن است که تنها اراضی غیر منقول ذاتی محسوب می شوند.

2- حق انتفاع از اموال غیر منقول چه نوع مالی است؟

1)غیر منقول تبعی

2) غیر منقول حکمی است

3) مال منقول است

4) مال غیر منقول بر اثر عمل انسان

پاسخ گزینه 1

مطابق ماده 18 ق.م کلیه حقوق عینی بر روی اموال غیر منقول, غیر منقول تبعی محسوب می شوند

 

 

مال منقول

مال منقوا بر دو قسم است: یکی اشیا مادی منقول (ماده 19 ق.م) و دیگری حق مالی منقول

حق مالی منقول بر دو قسم است:

1- حق عینی منقول: هر حق عینی که موضوع آن منقول باشد, منقول محسو ب می شود مانند: حق انتفاع از مال منقول 2- حف عینی تبعی بر روی مال منقول

2- حق دینی منقول: کلیه حقوق دینی (دیون) از هر حیث منقول می باشند بجز حقوق ذیل:

الف- تعهد به انتقال مال غیر منقول

ب- تعهد به تسلیم مال غیر منقول

ج- تعهد به جبران خسارت وارد به مال غیر منقول

د- تعهد به دادن اجرت المثل استفاده از مال غیر منقول

چند نکته:

نکته اول: اجرت المسمی مال غیر منقول, منقول می باشد. مشروط بر اینکه اجرت المسمی پول یا مال منقول باشد. ماده 20 ق.م

نکته دوم: اجرت المسمی و اجرت المثل مال منقول هر دو منقول می باشند.

نکته سوم: در میان اموال, اصل بر منقول بودن است.

اقسام عین

عین بر سه قسم است

1- عین معین یا عین خارجی یا عین شخصی: عینی است که قابل اشاره باشد. مانند این خانه

2- عین کلی یا کلی فی الذمه: مفهومی است که قابل صدق بر افراد عدیده ای می باشد. ماده 351 ق.م مانند. صد کیلو برنج دم سیاه

3- کلی در معین یا در حکم عین معین: عبارتست از مقدار معین به طور کلی از یک شی متساوی الاجزای معین/ مانند 100 کیلو از این هزار کیلو برنج

نکته: عین معین یا مفروز است یا مشاع

تقسیم سوم: مثلی و قیمی

مثلی: مالی است که شبیه آن موجود است ولی قیمی منحصر به فرد است و شبیه ندارد. ماده 950 ق.م مثلی مانند حبوبات قیمی مانند زمین

تقسیم چهارم: مال مصرف شدنی و مال مصرف نشدنی

مال مصرف شدنی یا استهلاکی: مالی است که با مصرف و استفاده کلا یا جزئا از بین می رود. مال مصرف نشدنی با مصرف و استفاده از بین نمی رود . ملاک تشخیص این دو مال به نوع مصرف و استفاده باز می گردد نه به ماهیت مال. مثلا خوراکی اگر برای خوردن باشد مال مصرف شدنی و اگر برای نمایش در ویترین مغازه باشد مصرف نشدنی است. اگر چیزی درباره نوع مصرف بیان نشده باشه توجه میکنیم که آن مال در عرف بیشتر چه مصرفی دارد.

چهار عقد زیر موضوع قرارداد باید مال مصرف نشدنی باشد

1- عقد موجد حق انتفاع ماده 46 ق.م 2- عقد وقف ماده 58 ق.م 3- عقد اجاره ماده 471 ق.م 4- عقد عاریه ماده 637 ق.م

- همچنین در بحث نامزدی قانونگذار میان اموال مصرف شدنی و مصرف نشدنی قائل به تفکیک شده است. مواد 1037 و 1038 ق.م

نمونه سوالات مربوط به اموال منقول

1- کدام یک از گزینه های زیر صحیح است؟

1)ثمن مبیع و مال الاجاره عین مستاجره در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین مستاجره از اموال غیر منقول باشد.

2) اگر مبیع یا عین مستاجره از اموال غیر منقول باشد, ثمن و مال الاجاره عین مستاجره در حکم غیر منقول است.

3) کشتی های بزرگ نظر به اهمیت و ارزششان داخل در غیر منقولند

4) مصالح بنایی, از قبیل شنگ و آجر و غیره که برای ساختن بنایی بر روی زمین در ان گردآوری شده اند. در حکم غیر منقولند

پاسخ گزینه 1

طبق ماده 20 ق.م قرض, ثمن مبیع , مال الاجاره عین مستاجره و بطور کلی تمام دیون در حکم منقول اند هر چند مبیع و عین مستاجره از اموال غیر منقول باشند. نکته مهم این ماده این است که ثمن و مال الاجاره عین مستاجره در صورتی منقول است که یا پول باشد یا مال منقول دیگر

همچنین باید دانست تعهد به انتقال مال غیر منقول. تعهد به تسلیم مال غیر منقول, تعهد به جبران خسارت وارده به مال غیر منقول و تعهد به دادن اجرت المثل استفاده از مال غیر منقول همگی غیر منقولند. کشتی و مصالح بنایی داخل در منقول هستند.

حق مالکیت

مبحث اول: مالکیت تبعی:

مالکیت تبعی یعنی مالکیت شخصی بر ثمرات و متعلقات اموال ماده 32 ق.م

مالکیت تبعی بر دو قسم است.

مالکیت تبعی نسبت به محصول زمین: قاعده این است که هر کس مالک زمین باشد مالک محصول آن نیز خواهد بود ولی استثنا هر گاه بذر از آن کسی و زمین متعلق به دیگری باشد محصول مال مالک بذز است.

2- مالکیت تبعی نسبت به نتایج حیوانات: در صورتی که حیوان نر متعلق به یک شخص باشد و حیوان ماده از آن شخص دیگر باشد. نتایج حیوان, مال مالک حیوان ماده خواهد بود. ماده 34 ق.م ولی هر گاه حیوان ماده حاملی به دیگری منتقل شود, حمل متعلق به منتقل الیه نخواهد بود. ماده 358 ق.م

نمونه سوالات مبحث حق مالکیت

1- حق عینی تبعی حقی است:

1) که در آن منافع مال موضوع حق, به دارنده حق تعلق ندارد

2) که در آن منافع موضوع حق, به دارنده آن تعلق دارد

3)مستقل و غیر وابسته به حق دیگر

4)نسبی که متضمن حق تعقیب و تقدم نباشد

پاسخ گزینه 1

حق عینی تبعی, حقی است که تابع یک حق دینی بوده و منافع مال موضوع حق به صاحب حق تعلق ندارد

2- درخت روییده شده از دانه ی انتقال یافته از ملک مجاور به وسیله باد:

1)متعلق به مالک دانه

2) متعلق به صاحب زمین است که درخت در آن روییده است.

3) مشترک بین مالک دانه و مالک زمین است.

4) متعلق به بیت المال است

پاسخ گزینه 1

مطابق ماده 33 ق.م قاعده این است که هر کس مالک زمین باشد به تبع آن مالک در خت و محصول موجود بر روی زمین نیز خواهد بود. این قاعده تنها یک استثنا دارد و آن این است که اگر اصله و یا حبه (بذر9 متعلق به شخص و زمین متعلق به شخص دیگر باشد, در خت و محصول از آن مالک اصله یا حبه خواهد بود. در این مورد تفاوت نمی کند که مالک زمین اصله یا حبه غیر را در زمین خود بکارد یا مالک اصله یا حبه, زمین غیر را غصب کند و اصله یا حبه خود را در آن زمین بکارد یا شخص ثالثی , اصله یا حبه کسی را در زمین دیگری بکارد یا بلاخره عوامل طبیعی نظیر باد اصله یا حبه ی کسی را در زمین غیر قرار دهد

3- اگر پدر و مادر حیوانی متعلق به دو مالک مختلف باشد, آن حیوان متعلق به کیست؟

1) به کسی که مالک پدر است

2) به کسی که مالک مادر است

3)به مالک پدر و مادر به نحو اشاعه و تقسیم

4) به مالک پدر و مادر به نحو اشاعه و به نسبت دو سوم و یک سوم

پاسخ گزینه 2 طبق ماده 34 ق.م

 

اماره تصرف:

مطابق ماده 35 ق.م تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

نکته1: منظور از دلیل در این ماده عبارت است از اماره

نکته 2: منظور از عنوان مالکیت در ماده فوق یعنی متصرف مانند یک مالک رفتار نماید. اصل بر این است که تصرف متصرف به عنوان مالکیت است مگر اینکه خلافش ثابت شود.

نکته3- برای اینکه تصرف دلیل مالکیت باشد باید مشروع باشد. اصل این است که تصرف متصرف مشروع است ماده 36 ق.م

نکته 4- موضوع تصرف ممکن است عین باشد یا منفعت و یا حق مواد 35- 97-124 ق.م

نکته 5- در تعارض میان تصرف فعلی و مالکیت سابق, مالکیت سابق مقدم بوده ولی در تعارض میان تصرف فعلی و تصرف سابق, تصرف فعلی مقدم می باشد.

چند نمونه سوال مربوط به مبحث اماره تصرف:

1-شخص الف در حال حاضر, متصرف اتومبیلی است که قبول می کند اتومبیل سابقا متعلق به شخص ب بوده است. در صورت اختلاف بین شخص الف و ب:

1) اماره ید, الف را مالک می داند

2) شخص ب مالک اتومبیل شناخته می شود

3) در صورتی که ب نتواند ثابتکند الف بدون سبب مملک در مال تصرف کرده است,شخص الف مالک خواهد بود

4) هیچ یک مالک نیستند

پاسخ- گزینه 2

مطابق ماده 37 ق.م هرگاه متصرف اقرار کند که مال سابقا متعلق به شخص دیگری(مدعی) بوده است. در این صورت اماره تصرف متصرف از اعتبار ساقط می شود و حکم به مالکیت شخص مدعی داده می شود؛ مگر اینکه متصرف ثابت کند که مال مدعی به او منتقل شده است. بنابراین در تعارض میان تصرف فعلی و مالکیت سابق ,مالکیت سابق مقدم است, خواه مالکیت سابق به وسیله اقرار متصرف ثابت شود یا به وسیله ی خود مدعی (از طرق افامه بینه) نکته مهم این سوال آن است که عبارت قبول کند در متن سوال به معنی اقرار است

 

حق انتفاع

عمری - رقبی - سکنی

عمری: از عمر می آید و حق انتفاعی است به مدت عمر یک نفر است و مدت عمر هر کس می تواند باشد یا به مدت عمر مالک یا منتفع و یا ثالث

رقبی: از مراقبت می اید . حق انتفاعی است که به مدت معین است. مثلا شش ماه. یکسال. عمری معین نیست

سکنی:از سکونت میآید. حق انتفاع در مسکن است که میتواند عمری یا رقبی باشد.

نکته: این اصطلاحات هر سه حق انتفاع هستند که ناشی از عقد می باشد. اصطلاحا به این عقد, عقد موجد حق انتفاع می گویند.

نکته 2: عقد موجد حق انتفاع از عقود موقت است مدت آن یا به مدت مدت عمر می باشد( عقد عمری) و یا به مدت معین (عقد رقبی)

نکته 3: عقد موجد حق انتفاع ممکن است معوض باشد و یا مجانی

نکته 4: در صورتی که مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد حبس مطلق بوده. و حق مزبور تا فوت مالک خواهد بود مگر اینکه مالک قبل از فوت رجوع کند. ماده 44 ق.م

نکته 5: حق انتفاع اصولا قابل نقل و انتقال است مگر اینکه وابسته به شخصیت منتفع باشد. (ماده45 ق.م)

سوال

کدام یک از عبارات زیر صحیح است.

1) حق انتفاع همان مالکیت منفعت است

2) حق انتفاع همان اباحه انتفاع است

39 حق انتفاع همان اذن در انتفاع است

4)هیچکدام

پاسخ گزینه 4

ایراد گزینه 2 و 3 اینست که اباحه و اذن تنها رفع مانع میکنند و ایجاد حق نمیکنند. اذن برای آذن ایجاد تکلیف نمیکند در حالی که حق انتفاع مالک را در برابر منتفع مکلف میکند.

- حق انتفاعی که برای مدت معین برقرار میشود را اصطلاحا:

1)حق عمری میگویند

2) حق سکنی میگویند

3) حق رقبی میگویند

4) حق ارتفاق گویند

پاسخ گزینه 3

در صورتی که مالک برای حق انتفاع انتفاع مدت تعیین نکرده باشد حق مزبور...

چون مدت ندارد باطل است

2) تا فوت منتفع

3) تا فوت حابس

4) تا فوت هر دوی آنها

پاسخ گزینه 3

هزینه لازم جهت امکان انتفاع از مال دیگری...

1)بر عهده طرفین است

2)با عدم شرط خلاف بر عهده ی منتفع اشت

3) مطلقا بر عهده مالک است

4) مطلقا بر عهده منتفع است

پاسخ گزینه 2

هزینه های لازم جهت نگاهداری مال موضوع حق انتفاع, علی الاصول بر عهده ی مالک و هزینه های لازم جهت امکان انتفاع , علی الاصول بر عهده ی منتفع است

در عقد موجد حق انتفاع قبض چه نقشی دارد؟

1)شرط لزوم است

2)شرط صحت است

3)موجب انتقال ضمان معاوضی می گردد

4)اثری ندارد

پاسخ گزینه 2

عقد عینی , عقدی است که در آن قبض شرط صحت است. در قانون مدنی 5 عقد عینی وجود دارد که عبارتند از: عقد موجد حق انتفاع, عقد رهن, عقد وقف, عقد بیع صرف و عقد هبه

ایراد گزینه 1 آنست که در قانون مدنی تنها دو عقد جعاله و وصیت تملیکی, قبض شرط لزوم است.

وقف

مطابق ماده 55 ق.م وقف یعنی تحبیس عین و تسبیل منفعت

نکته1: تحبیس عین یعنی مال از مالکیت واقف خارج شود. و از نقل و انتقال مصون بماند و مقصود از تسبیل منفعت یعنی منافع در راه معینی صرف شود.

نکته2: وقف یا خاص است و یا عام. در وقف خاص موقوف علیهم محصور می باشند ولی در وقف عام موقوف علیهم غیر محصور بوده و یا وقف بر مصالح عام می شود. ماده 56 ق.م

نکته 3: وقف خاص و وقف عام هر دو عقد می باشند منتهی در وقف خاص خود موقوف علیهم ایجاب واقف را قبول می کند ولی در وقف عام حاکم قابل است. (ماده 56 ق.م)

نکته4: عقد وقف دو اثر دارد یکی نسبت به واقف عبارتسا از "فک ملک" و دیگری نسبت به موقوف علیهم که ایجاد حق انتفاع می باشد.

نکته5: در چارجوب ق.م عین موقوفه مالک خاص ندارد ولی مطابق ماده 3 قانون اوقاف هر موقوفه دارای شخصیت حقوقی می باشد و متولی مدیر و نماینده این شخص حقوقی محسوب میگردد.

نکته 6: وقف عقدی است مجانی ولی بر خلاف سایر عقود مجانی که می توان در آن ها شرط عوض نمود (ماده 801 ق.م) شرط عوض در وقف باطل است.

نکته 7: عین موقوفه را اصولا نمی توان فروخت مگر در مورد 88,89,349 ق.م در این موارد پس از فروش عین موقوفه اقدامی به عمل می آید که به هدف واقف تا حد امکان نزدیک باشد. ماده 90. ق.م ( شرایط بیع وقف: هرگاه مال مورد وقف خراب شود یا بیم خرابی در آن رود بطوری که انتفاع از آن ممکن نباشد و عمران آن متعذر باشد یا کسی برای عمران نباشد. همچنین در مواردی که بین موقوف علیهم اختلاف حاصل شود بطوری که بیم سفک دماء (خونریزی) رود. اگر بعضی از موقوفه خراب شوند یا بیم خرابی در آن باشد بطوری که انتفاع از آن ممکن نباشد فقط همان بعض فروخته میشود مگر اینکه خرابی موجب سلب انتفاع قسمتی که باقی مانده است شود که در اینصورت تمام فروخته میشود.

- وقف از عقود عینی است بنابراین قبض شرط صحت است. وقف از عقود لازم است و این لزوم بعد از قبض حاصل میشود. طبق قانون 3 قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه هر موقوفه دارای شخصیت حقوقی است

- وقف بر نفس باطل است. اما واقف میتواند در وقف بر مصالح عامه یا وقف غیر محصور خود مصداقی از موقوف علیهم باشد.

سوال

مال موقوفه در ملکیت:

1) واقف است

2) دولت است

3) شخص خاصی نیست

4) موقوف علیهم است

پاسخ گزینه 3

مال موقوفه خود دارای شخصیت حقوقی مستقل است

در کدامیک از موارد زیر وقف صحیح است

1) وقف ملکی که در اجاره است

2) وقف ملکی که در آن حق ارتفاق است

3) وقف بر مصالح عامه

4) هر سه مورد

پاسخ گزینه 4

کدام گزینه غلط است:

1) وقف بر حمل صحیح است منوط بر اینکه زنده به دنیا آید

2)در موضوع اختلاف در ملکیت و وقفیت,اصل,وقفیت است ومدعی ملکیت باید دعوی را ثابت کند

3) متولی وقف اگر در ضمن وقف شرط مباشرت نشده می تواند برای اداره امور موقوفه وکیل بگیرد

4) مرگ واقف پیش از قبض دادن سبب بطلان آن میشود.

پاسخ گزینه 2 در مو ضوع اختلاف در ملکیت و وقفیت اصل بر ملکیت است و مدعی وقف باید ادعای خود را ثابت کند

عقد وقف قبل از حصول قبض:

1) باطل است

2)محقق نمی شود

3) غیر نافذ است

4) به صورت جایز محقق میشود

پاسخ گزینه 2

ایراد گزینه 1 آنست که پیش از قبض مورد وقف نمیتوان گفت عقد وقف باطل است؛ چرا که مقتضی انعقاد آن (ایجاب و قبول) محقق شده و اثر این مقتضی آنست که در صورت وقوع قبض , عقد وقف منقعد شده است. به بیان دیگر همانگونه که در عقود رضایی ؛ ایجاب یک مقتضی محسوب میشود, در عقود عینی نیز ایجاب و قبول همان نقش را دارد. پش اطلاق واژه" بطلان" بر این مقتضی که در حدود خود دارای اثر میباشد, صحیح بنظر نمیرسد.

قبض مالی که به غیر محصور (مانند فقرا) وقف شده است با کیست؟

1) در وقف بر غیر محصور, قبض شرط صحت نیست

2) قبض در وقف بر غیر محصور در هر حال با حاکم است

3) قبض با یکی از افراد غیر محصور کافی برای تحقق وقف است

4) قبض با متولی است و در صورت نبودن یا مجهول بودن متولی با حاکم است

پاسخ گزینه 4

شخصی مالی را برای اولاد فرزند خود(نوه ها) و اولاد آنها وقف میکند. در صورتی که واقف دارای فرزند بلاواسطه باشد ولی هنوز صاحب نوه نشده باشد وقف:

1) باطل است

2) صحیح است

3) تا موجود شدن اولاد فرزندان, معلق میماند

4) به تبع فرزندان موجود, صحیح است

پاسخ گزینه 1

مطابق ماده 69 ق.م : " وقف بر معدوم بر معدوم صحیح نیست مگر به تبع موجود" چون در مسئله بالا وقف مستقیم بر معدوم تعلق گرفته و واقف آن را به تبع موجود قرار نداده است پس با توجه به ماده 69 ق.م و مستنبط از ماده 70 ق.م وقف مزبور باطل است.


منبع: اندیشه حقوقی





طبقه بندی: حقوق مدنی، درسها و دانستنی های حقوقی، خدمات آزمون های حقوقی،
برچسب ها: حقوق اموال و مالکیت، خلاصه درس حقوق مدنی، پاسخنامه تشریحی سؤالات مدنی، احکام مال غیرمنقول، حق انتفاع، تست حقوق مدنی، دانلود رایگان جزوه حقوق مدنی،
[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ مدرسه وکالت و تجارت ]
.: Web Themes By Ali Aminzadeh :.

درباره تارنما


www.rkz.ir
-----------------------------

سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

----------

آزادی بیان و ارائه فکر و عقیده از حقوق طبیعی هر انسان است.
این تارنما را ایجاد نمودم
تا آنچه از حقوق و تجارت در ذهن دارم
از عرصه اندیشه به میدان قلم بیاورم.
لذت تجارت به حدی است که فلسفه و سیاست روح مرا تعالی نمی دهد.
تجارت پایه و اساس
سعادت و خوشبختی هر جامعه است.
محمد بن عبدالله (ص) فرمود :
«اگر نان نبود،
ما نماز نمی خواندیم و روزه نمی گرفتیم».
تجارت را برگزیدم
تا دل و دین و دنیا نیز با من باشد.

روح الله خـلـجی

----------

Le régime juridique de l'Iran droit beaucoup à celui de la France. Le droit civil, le droit du commerce, le droit public, les notions utiles et fréquentes du droit pénal ainsi que les jurisprudences de la cour suprême de la France ont toujours été utilisés comme des modèles pour les juristes, les législateurs et les juges iraniens. L'école de droit et des affaires essaie d'introduire les lois et les jurisprudences françaises et promouvoir ainsi l'influence du régime juridique français sur celui de l'Iran
Rouhollah KHALAJI
Avocat et conseiller juridique

کلیپ هایی از روح اله خلجی
دوره های درسی روح اله خلجی
مطالب مهم
موضوعات

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic